top of page

عهد عتیق | کتابهای پیامبران بزرگوار

ارمیا

عهد عتیق

Where does the book begin?

کتاب در یهودا زمانی که یوشیا پادشاه بود آغاز می شود.

مکان هایی برای رفتن

خداوند ارمیا را به پیامبری دعوت کرد*
ارمیا 1: 1-10

نویسنده در مورد خدایان دروغین و خدای واقعی گفت
ارمیا 10:1-11

گلدان ساز با خاک رس کار می کرد
ارمیا 18:1-11

خداوند یک وعده جدید خواهد داد
ارمیا 31:31-37

ارمیا را در چاه گذاشتند
ارمیا 38:1-13

پایان کتاب کجاست؟

این کتاب زمانی به پایان می رسد که دشمنان یهودا اورشلیم را ویران کردند.

مردم بدانند

ارمیا
نبوکدنصر
Rechabites

داستان ارمیا

این کتاب داستان یکی از پیامبران بزرگ خدا را روایت می کند. نام او ارمیا بود. بسیاری از سخنان او را در این کتاب خواهید خواند. همچنین چیزهای زیادی در مورد او خواهید آموخت. مانند سایر پیامبران*، خداوند به او فرمود که چه بگوید. و این سخنان را برای مردم بیان کرد. او به خدا وفادار بود و هر کاری را که خدا از او می خواست انجام می داد.

او زمانی که یوشیا پادشاه بود کار خود را آغاز کرد. [1] یهودا بعد از یوشیا سه پادشاه دیگر داشت. اما یوشیا آخرین پادشاه خوب بود.

بابل در آن روزها دشمن یهودا بود. آنها ارتش قدرتمندی داشتند. آنها افراد بسیار ظالمی بودند. ارمیا به مردم گفت که باید از بابل بترسند. ارتش بابل می آمد زیرا خدا عصبانی بود. خدا بر یهودا خشمگین شد زیرا آنها از شریعت خدا اطاعت نکردند. آنها به سخنان خدا گوش ندادند. به عهد خود با خدا وفا نکردند. آنها به روشهای گناه آلود عمل می کردند. آنها به فقرا اهمیت نمی دادند. آنها مانند قوم خدا عمل نمی کردند. برخی از آنها حتی از خدایان دروغین پیروی کردند. آنها به خدایان دیگر تعظیم کردند. پس خدا قصد داشت بابل را برای مجازات یهودا بفرستد.

بارها ارمیا به مردم گفت که به خدا برگردند. آنچه خداوند فرموده را به آنها یادآوری کرد. خدا وعده داد که اگر از او اطاعت کنند به آنها برکت دهد. او قول داد در صورت عدم اطاعت آنها را مجازات کند. [2] اما اوامر خدا را اطاعت نکردند. آنها از خدایان دیگر پیروی کردند. پس ارمیا به آنها گفت که بابل خواهد آمد. آنها افراد زیادی را از این سرزمین خواهند گرفت. و در مدت کوتاهی بابل آمد. آنها با یهودا جنگیدند. آنها بسیاری از مردم را از سرزمین خارج کردند.

ارمیا یک پیامبر واقعی خدا بود. اما او تنها پیامبر* در یهودا نبود. پیامبران دیگری نیز در آنجا بودند. آنها پیامبران دروغین بودند*. [3] به مردم دروغ گفتند. گفتند ارمیا اشتباه می کند. خدا قرار نبود آنها را قضاوت کند. خدا اجازه نمی دهد معبد* خراب شود. خدا هرگز اجازه نمی دهد تاج و تخت خالی باشد. خداوند ارتش بابل را از بین می برد. خداوند اسرائیل* را دوباره برکت خواهد داد.

اما بابل به یهودا حمله کرد. آنها معبد را شکستند*. آنها بسیاری از مردم را کشتند. آنها پادشاهان را از سرزمین دور کردند.

ارمیا چیزهای بسیار سختی برای گفتن به مردم داشت. برخی از مردم از دست او بسیار عصبانی بودند. برخی از مردم آنقدر عصبانی بودند که سعی کردند ارمیا را بکشند. او کار سختی داشت. کار غم انگیزی هم داشت. او باید تماشا می کرد که خداوند مردم را مجازات می کند. مردم ارمیا را پیامبر گریان* نامیدند. چیزهای غم انگیز زیادی دید. و سخنان غم انگیز زیادی برای گفتن به مردم داشت.

اما ارمیا نیز به آنها سخنی امیدوار کرد*. زمانی فرا می رسید که خداوند دوباره قوم خود را برکت خواهد داد. آن زمان پس از بازگشت مردم از بابل خواهد بود. آنها 70 سال در تبعید* خواهند بود. [4] اما خدا آنها را رها نمی کند. روزی با آنها عهد جدیدی* می بست. [5] وقتی او این کار را کرد، می خواستند از او اطاعت کنند و از او پیروی کنند. و هنگامی که این کار را انجام دادند، خداوند آنها را برکت داد. او همه ملل دیگر را نیز برکت خواهد داد.

ارمیا داستان خود را به ترتیب بیان نکرد. او داستان هایش را جمع آوری کرد، اما نه به ترتیبی که اتفاق افتادند. بخش هایی از کتاب نامه هایی است که او نوشته است. بعضی از قسمت ها نماز است. برخی از قسمت ها آهنگ هستند. برخی از بخش ها مانند صفحاتی از دفتر خاطرات او هستند.

وقتی کتاب را بخوانید متوجه می شوید که ارمیا مرد خوبی بود. او به خدا وفادار بود. او خدا را اطاعت می کرد، حتی زمانی که کار پیچیده بود. وقتی می ترسید فرار نمی کرد. وقتی مردم گوش نمی‌کردند، او از صحبت کردن برای خدا دست برنمی‌داشت.

ارمیا در مورد دوران خودش صحبت کرد. اما برخی از سخنان او مربوط به زمان دیگری در آینده بود. آن زمان بود که خداوند همه چیز را درست می کرد. [6] بعضی از سخنان او حتی از عیسی صحبت می کرد. [7] مردانی که عهد جدید را نوشتند* این را فهمیدند. [8] به همین دلیل در کتاب هایی که می نوشتند از برخی از کلمات او استفاده می کردند. ارمیا همچنین کتاب مرثیه را نوشت.

 

[1] ارمیا 1: 2

[2] سفر تثنیه 28

[3] ارمیا 28:1-4

[4] ببینید ارمیا 25:11-1229:10دانیال 9: 1-2

[5] ارمیا 31:31-37

[6] ارمیا 33

[7] ارمیا 23:5-6

[8] عبرانیان 10:16-17

bottom of page